گر چه شیدای جهان ما را بس
ای نظر کرده به دور از هر خس
هر که دریا دل خاکی باشد
با هم او انس رها از هر کس
گر چه مجروح ز هر تنهایی
منتظر ماه رخی در محبس
عشق را جلوه گری با معشوق
تا چو خورشید رها از ملبس
ماه را کرده تماشا غمگین
با دلی غمزده ای دلواپس
ابتدا عشق رسی آن جایی
آن زمان دور ز نفسی کرکس
می شود حل معمّا والی
بین دل عقل شود آتش بس
ولی اله بایبوردی
25 / 05 / 1401
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده